خرید بک لینک
نیستم از قفسِ عشقِ تو آزاد، بیا
خانه دلتنگِ تو شد، خانهات آباد بیا


هرچه کردم نروی، رفتی و هر شب پرِ درد
می زنم با غزلم ناله و فریاد بیا


تیشه بر ریشهی دل زد غمِ تنهاییِ تو
خوابِ شیرینِ شبِ غربتِ فرهاد! بیا


ترسم این نیست که رسوا شوم از عشق، ولی
تا نشد عاشقِ تو هرزه قلمداد، بیا


می شمارم نفسم را که پر از سل شده است
شاعرِ خسته ی تو از نفس افتاد، بیا


چشم در راهِ پریشانیِ موهای توأم
سرِ قبرِ منِ دلخون شده، با باد بیا...

برچسب: بیا, نویسنده: هلیا صمیمی تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 16:31

صفحه بندی