خرید بک لینک
هرگاه یک نگاه به بیگانه میکنی..!!

هرگاه یک نگاه به بیگانه می کنی
خون مرا دوباره به پیمانه می‌کنی
ای آنکه دست بر سر من می‌کشی! بگو
زمان آینده دوباره موی که را شانه می‌کنی؟
گفتی به من نصیحت دیوانگان مکن!
باشد، ولی نصیحت دیوانه می‌کنی
ای عشق سنگدل که به آیینه سر زدی
در سینه‌ی شکسته‌دلان خانه می‌کنی؟
بر تن چگونه پیله ببافم که عاقبت
چون رنگ رخنه در پر پروانه می کنی
عشق است و گفته اند که یک قصه بیش نیست
این قصه را به مرگ خود افسانه می کنی


نوشته شده در شنبه بیست و یکم تیر ۱۴۰۴ساعت 21:56&nbsp نویسنده آرش

برچسب: نویسنده: هلیا صمیمی تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 20:42

صفحه بندی