خرید بک لینک
به حال آرزوهای محال خویش می‌گریم..!!!

برای آرزوهای محال خویش می‌گریم
اگر اشکی نمانَد، در خیال خویش می‌گریم
شب دل کندنت می‌پرسم آیا بازمی‌گردی؟
جوابت هرچه باشد، بر سوأل خویش می‌گریم
نمی‌دانم چرا اما به قدری دوستت دارم
که از بیچارگی گاهی به حال خویش می‌گریم
اگر جنگیده بودم، دستِ‌کم حسرت نمی‌خوردم
ولی من بر شکست بی‌جدال خویش می‌گریم
به گردم حلقه می‌بندند یاران و نمی‌دانند
که من چون شمع هرشب بر زوال "خویش" می‌گریم
نمی‌گریم برای عمر از کف رفته‌ام، اما
به حال آرزوهای محال خویش می‌گریم..!!


نوشته شده در دوشنبه یکم اردیبهشت ۱۴۰۴ساعت 21:26&nbsp نویسنده آرش

برچسب: نویسنده: هلیا صمیمی تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 20:42

صفحه بندی