می بوسم...!
-
تاریخ: 1398/11/26 ساعت: 17:46
با لب نمناک لبت را به هوس می بوسماز همین لحظه و تا قطع نفس می بوسممن که زندانی چشمان تو بودم ز ازلچشم زیبای تو را پشت قفس می بوسمدل من را ندهی وعده به وصلت … پس از اینطرح لب های تو را هم به عبس … می ب
همنفس...!
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:17
تو به قولِ غزل از ماه کمی ماه تریتو از این شاعر بی قافیه آگاه تریدر شب چشم تو من خواب عجیبی دیدمخواب دندان زدنِ سرخیِ سیبی دیدمسرخی سیب نجیبی که مرا عاشق کرددلش از دستِ من و دستِ نچیدن دق کرد!غزل از چ
خسته ام...!!
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:17
خسته ام از آرزوها؛ آرزوهای شعاریشوق پرواز مجازی؛ بالهای استعاریلحظه های کاغذی را؛ روز وشب تکرارکردنخاطرات بایگانی ؛ زندگی های اداریآفتاب زرد وxa0غمگین؛ پله های رو به پایینسقفهای سرد و سنگین؛ آسمانهای اج
بیقراری های قلبم...!
-
تاریخ: 1398/5/26 ساعت: 14:01
بیقراریهای قلبم از سرِ عادت نبودxa0عاشقت بودم اگرچه پاسخت مثبت نبوددر نبردی نابرابر زخمها برداشتمxa0سالها جنگِ میان عقل و دل راحت نبودxa0با نگاهت شیشهی صبرم به یکباره شکستxa0ترسم از چشمانِ گیرای تو بیحکمت
دلم از زمینیان تنگ است...!
-
تاریخ: 1398/5/26 ساعت: 14:01
چه سالهاست دلم از زمینیان تنگ استکه عده ای دلِ شان چوب و عده ای سنگ استبه تار و پود دلم بارها گِره زده اندحریر اگر بخورد وصله، مایه ی ننگ استمنم مترسک غربت نشین گندم زارکه خوشه خوشه غم از ساقه ی دل آو
گاهی مسیر جاده به بن بست می رود..!
-
تاریخ: 1398/5/26 ساعت: 14:01
گاهی مسیر جاده به بن بست می رودگاهی تمام حادثه از دست می رودگاهی همان کسی که دم از عقل می زند ،در راه هوشیاری خود ، مست می رودگاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست ،وقتی که قلبِ خون شده بشکست ، می روداو
نیستی...!!!
-
تاریخ: 1398/5/26 ساعت: 14:01
از خبرچینان شنیدمxa0 بیقرارم نیستیدیگر آن دلداده ی بی اختیارم نیستیxa0گفته ای چون انتظارِ احتمالی خوب نیستبعد از این ها بی سبب چشم انتظارم نیستیxa0چون تفاوت های عقل و عشق در آسودگیستاز همین رو عاشقِ دیوانه
پندها دادم به دل، اما دلم عاقل نشد!!!
-
تاریخ: 1398/5/26 ساعت: 14:01
پندها دادم به دل، اما دلم عاقل نشد،،،،""،،هیچکس مانند او دلدادهٔ بیدل نشد،،،!!xa0گفتم ای دل ،عشق را پنهان کن و نشکن غرور،،،""،،،شانه بالا کرده بر من ارزشی قائل نشد،،،!!بارها دادم نشانش سبزه و جوی و چمن،
دلتنگم اما...!
-
تاریخ: 1397/11/13 ساعت: 0:12
در سینهاش آتشفشانی شعلهور داردرودی که حالا در سرش فکر سفر دارد من میروم از این حوالی دورتر باشمبغضم مگر دست از گلوی شهر بردارد! آن باغبانی که مرا با خون دل پروردحالا که میآید به سوی من، تبر دارد!
زشت است...!
-
تاریخ: 1397/11/13 ساعت: 0:12
زشت است که توی غزلش مرد بگریدهربار که یک قافیه آورد بگرید این هدیهی عشق است به دیوانه که بایدبا درد بخنداند و با درد بگرید غربت فقط این است که شخصی وسط جمعآرام بیاندیشد و خونسرد بگرید زشت است که آدم
بعد رفتنت...!!
-
تاریخ: 1397/9/2 ساعت: 13:45
رفتی و پاییزی ترین ایّام حاصل شد وحشی ترین امواج دریا سهم ساحل شد زیباترین تصویر ها را با خودت بردیاینجا همه تصویر ها بعد از تو باطل شد بعد از تو از این ابرها باران که نه ، امّا هی درد پشت درد پشت درد
من انتظار دارم او، وفا کند، نمی کند!
-
تاریخ: 1397/9/2 ساعت: 13:45
من بررسی از دلیل ایجاد انتظار منبع زنده دارم او، وفا کند، نمی کند!به جز من هر که هست را، رها کند، نمی کند! کسی شبیه من نشد اسیر خنده های اوز جمع باید او مرا، جدا کند، نمی کند! چقدر آرزو کنم، به زیر سقف خانه اممرا به نام کوچکم، صدا
روزی بیا که دیر نشده باشد..!!
-
تاریخ: 1397/9/2 ساعت: 13:45
همیشه آخرین سطر برایش مینوشتم” روزی بیا که برایِ آمدن دیر نشده باشد ”می نوشتم” روزی بیا که هنوز دوستت داشته باشمکه هنوز دوستم داشته باشی ”می نوشتمدر نبودنت به تمام ذرات زندگی کافر شده امجز ایمان
عاشق که باشی..!!
-
تاریخ: 1397/9/2 ساعت: 13:45
مثل عروسِ خان که میداند "پسرزا" نیستحس میکنم عمر خوشی هایم به دنیا نیست ته مانده ی یک قهوه ی تلخم که مدت هاست در من کسی دیگر پی تعبیر فردا نیست... وابستگی تلخ است هنگامی که می فهمیآنقدر هایی که خودش م
بیا و...!
-
تاریخ: 1397/9/2 ساعت: 13:45
مــرا بغــل بگیر و باز ، بنام خــود خطـاب کـنتمـام هستی مــرا ، به عشــق خود مجــاب کن ببوســم و به بوسه ای ، تپش به قلب من فکـنمرا که سرخوشم ز تو،به بوسه ای خــراب کـن به خلــوتی نشسته ام ، کنار عکس
سیب من...!
-
تاریخ: 1397/9/2 ساعت: 13:45
سیب من! چرخیدی و با اتفاق دیگریعاقبت افتادی اما توی باغ دیگری قسمت تو رفتن از باغ است اما سهم منقصه ای که می رسد دست کلاغ دیگری بعد تو با هرکسی طرح رفاقت ریختمتا فراموشم شود با داغ ، داغ دیگری عشق کور
مهم نیست..!
-
تاریخ: 1397/9/2 ساعت: 13:45
اینکه غم دنیا به دلم هست مهم نیستدنیا شده یک کوچه بن بست مهم نیست تا اینکه مرا خورد کند سنگ زمانه با بخت بد من شده هم دست مهم نیست در جام من آن جرعه کمیاب نباشد تا دل شود از مزه ی آن مست مهم نیست قلبی
گاهی...!
-
تاریخ: 1397/9/2 ساعت: 13:45
گاهی اوقات فکر میکنم ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻤﯿﺮﻡ ﻫﯿﭻ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺍﻓﺘﺎﺩ. ﻧﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺨﺎﻃﺮﻡ ﺗﻌﻄﯿﻞ ﻣﯿﺸﻮﺩﻧﻪ ﺩﺭ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﺣﺮﻓﯽ ﺯﺩﻩ ﻣﯿﺸﻮﺩ.ﻧﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ﺑﺴﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻭ ﻧﻪ ﺩﺭ ﺗﻘﻮﯾﻢ ﺧﻄﯽ ﺑﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﮐﻤﯽ ﺳﭙﯿﺪﺗﺮ ﻣﯿ
ای کاش های تکراری..!
-
تاریخ: 1397/9/2 ساعت: 13:45
شبی دوباره و ای کاش های بررسی از دلیل ایجاد تکراری منبع زنده فدای چشم قشنگت هنوز بیداری ؟ بهار من نکند شرط بسته ایی با خودتمام پنجره ها را ستاره بشماری ؟ چقدر مانده به اتمام این شب تاریکچقدر مانده که دست از سکوت برداری ؟ دوباره حرف
هجوم سایه ی اندوه..!
-
تاریخ: 1397/9/2 ساعت: 13:45
نگاهم خسته از این فصلها مِیل سفر داردوَ سوزی سرد می آید که آهنگ خطر دارد مسیر مبهمی پیدا و من گم می شوم در خودهجوم سایه ی بررسی از دلیل ایجاد اندوه منبع زنده هم اینجا گذر دارد سراسر بغضم و آه و سکوتی تلخ می باردغباری در پس تردید ب