عشق مهمان عزیزی است..!

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «رهایم» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : رهایم کن که بیش از این گرفتارت نمی مانم...!!

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت عشق مهمان عزیزی است..! دسترسی پیدا کنید

رهایم کن که بیش از این گرفتارت نمی مانم...!!

رهایم کن که بیش از این گرفتارت نمی مانممن از ابرازِ احساسم پشیمانم، پشیمانمبرو تا آتشِ خشمم نسوزاند غرورت رامن آن آتش فشانم که رسیده وقتِ طغیانممجو صبر و ثباتم را، از این طوفان نجاتم راکه سرگردان و بی سامان چو شن های بیابانمبهاری سر نخواهد زد ز یخبندانِ احساسمبرو تا رخت بربندد ز تقویمت زمستانمسرابِ آرزوهایم، نگاهِ پرگناهِ توستمن از چشمی که می جوید شکستم را گریزانمبرای خستگی هایت پیِ تسکینِ دیگر باشتو را ای خارِ هرجایی چه با گل های دامانم؟!نه از اندوهِ دل کندن، نه از تاثیرِ تنهایی ستاگر دیدی نمی خندم، اگر دیدی پریشانمدر آغوشِ کویرِ غم، من آن خاکِ گرفتارمکه مشتاقانه می سوزم ولی دلتنگِ بارانمبرای قلب غمگینم، شبی از دفترِ شعرمبه آوازِ سکوتی سرد، شعرِ مرگ می خوانم نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد ۱۴۰۳ساعت 19:15&nbsp نویسند...

ادامه مطلب